با همه ی اتفاق ها

از پست قبل تا حالا کلی اتفاق افتاده دختر

با هم سفر رفتیم و کلی "اولین تجربه" ساختیم

اولین سفر

اولین دوری از بابا

اولین قطار

اولین رستوران

اولین باغ وحش

اولین پرواز

از همه ی اینها برای تو... و با تو عکس گرفته ام

و بعد که برگشتیم اولین غلت زدنت را فیلم گرفتم

حالا داری تاتی می کنی

توی روروئک می نشینی و هال را تاتی می کنی و جلوی میز تلویزیون گیر می کنی و با گریه می خوای که راهت را باز کنیم

حالا مرا بغل می کنی و می خواهی که دست هایت را بگیرم تا راه بروی

حالا خودت را برای بابا لوس می کنی و بعد سرت را بین شانه و گردن من قایم می کنی از خنده

چهار ماهه شدی و پر از شور و شیطنت

 این وبلاگ دیگر نمی تواند پابه پای تجربه های تو بزرگ شود

من و این وبلاگ تورا نگاه می کنیم

من واین وبلاگ بالیدن تورا تجربه می کنیم

من و این وبلاگ...

 

 

/ 6 نظر / 9 بازدید
محسن

چقدر گوگولیه! خدا حفظش کنه! اسفند دودکردن یادتون نره!

یه نفر

وای چه شیرینه! خدا حفظش کنه براتون.

حانیه

چه گوگولیهه[ماچ][ماچ][نیشخند]

ناتانائیل

آخ یعنی باید می بستیش به همون هواپیما که ببردش آسمون ! بعد ولش کنه بیفته پایین! :)))))))) نترس پروچیستا... مامانت می دونه :) باید به خشونت محبت های من عادت کنی :)))) مگه نه مامانش؟؟؟؟

آسمون

وای خدا چقدر خوردنیه... پروچیستای نازنین چه نوه ی پست مدرن نانازی عزیزم الهام عزیز ممنون بابت عکس ها