کاش هرگز آن روز/از درخت انجیر پایین نیامده بودم

انجیر کوچک من

روزهای عجیبی را دارم می گذرانم

حساس شدم

گریه می کنم

خیال بافی می کنم

و نمی دانم چرا حس می کنم از من دوری.دارم نگرانت می شوم پروچیستا

و نمی دانم این نگرانی توهم است یا...

شب از نیاز من پر

شب خالی از تن تو...

/ 5 نظر / 22 بازدید
مرضیه

حساس بودن و خیالبافی و گریه اگه توش زیاده روی نکنی که خوبه. مراقب خودت باش دختره و نگران هیچی هم نباش :)

تکتم

دل قوی دار...

نرگس

این حس هایت طبیعی است ...نگران نباش ...

نرگس

این نوشته مال نهم خرداد نوده...اون موقع پرهامم هم سن پروچیستای تو بوده : دارم گریه می کنم.....تو از من جدا شده ای...چند روزی است... آرامی و مرا قلقلک نمی دهی... آشوب هایم از چکه های دل است نه تو... تو از من جدا شده ای و من به تو نیاز دارم... آن سان که دخترک کوچک خسته ای به دستان مسیح...آن سان که طواف کننده نومید منتظری به دستان گرم خدیجه .... از نیازم به تو خجلت زده نیستم... مسیح من! من از دور شدن تو گریه می کنم...