همدم و هم صحبت و همراه!

چه همه 'هم' های خوبی داریم ما!

وقتی با هم بازی می کنیم

وقتی با هم حرف می زنیم(بله!حالا آنقدر کلمه و جمله بلدی که با هم حرف می زنیم)

وقتی با هم غذا می خوریم

وقتی همه ی لحظه های زندگیمان را با عشق با هم می گذرانیم

حالا که همراه هم قدم می زنیم در خیابان

حتی همراه هم سرما می خوریم و تب می کنیم و بهتر می شویم و باز می افتیم از مریضی

حالا که دوباره سرکار نمی روم و صبحمان را با بغل کردن هم شروع می کنیم

حالا که گنج کوچولوی من شده بهترین دوستم

حالا از دنیا چی می خواهم جز خنده های تو وقت شیطنت و بازی

جز نگاه باهوش و مهربان تو

 

وقت کمتری دارم

بیشتر خسته می شوم

دیرتر خوب می شوم

کمتر به خودم می رسم

اما همه ی اینها هیچ است

                                   وقتی تو می خندی!

/ 7 نظر / 18 بازدید
مولود امامی

ای جانم[قلب]

نرگس

يادمه توي اولين تماسي كه بعد زايمان باهات گرفتم گفتي كه منو فحش دادي سر زايمان... مني كه از اين هم ها برايت گفته بودم...از اين احساس عميق خوب... يادته دختر؟

یگانه

تو کامنت قبلی آدرس وبلاگم رو اشتباه زدم...اون وبلاگ قدیمیم بود که دیگه به روزش نمی کنم

سوگلی

دختر من 13ماهشه. کی این هم ها قسمت من هم میشه. من نوشته های شما رو 1 ساله میخونم. حالا دیگه نمی نویسید. من هر چند وقت میام تعدادی از نوشته هاتون‏ ‏رو‏ ‏‏ ‏برای‏ ‏بار‏ ‏چندم‏ ‏می‏ ‏خونم‏ ‏احساساتی‏ ‏میشم‏ ‏میرمت.

سوگلی

میرم