بعد از اینهمه وقت

امشب بعد از مدتها با هم رفتیم پارک ملت

جایی که تا یک هفته پیش از تولدت هر روز آنجا بودیم

امشب اما سه نفری توی پارک قدم زدیم و به زمین بازی رفتیم

سرسره بازی کردی.توی ماسه ها نشستی و دستهایت را با نرمی و خیسی ماسه آشنا کردی.روی تاب نشستی و به دوربین لبخند زدی

پارسال موقع قدم زدن، به زمین بازی که می رسیدم دستم را روی شکمم می گذاشتم و لبخند می زدم.به روزی فکر می کردم که تو آنجا مشغول بازی باشی

به روزی مثل امروز

به خنده هایت در کشفی تازه

به چشمهای براقت در آغوش مردی که عاشقانه تو را می بوسد

به بابایی و دستهای اطمینان بخش او

به تو و شیطنت هایت

به تو

پروچیستای زیبای من

/ 8 نظر / 15 بازدید
پدرخوانده

ای جونم پس اولین پارک رو هم رفتی ، بزار یکم بزرگتر که شدی من و مامان ویدا هم میبریمت خوشگل خانوم[بغل][ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

زهرا

عزیزکم ... چقدر دلم واسش تنگ شد...

porhasan

سلام وبلاگ زیبایی داری به وب من هم یه سری بزن سیستم متفاوت افزایش بازدید با امکاناتی متفاوت که میتوانید ببینید با جایزه ویژه 6000 امتیاز برای کاربر جدید منتظرت هستم حتما بیا http://rank.1patog.ir

Ryra

معتبرترین سایت کلیکی ایران سایت باکس 24 سایتی با اسپانسر های عالی و تیمی حرفه ای http://bux.tirage24.com/includes/img/468x60.gif

کسب درآمد لحظه ای

سلام کسب درآمد و افزایش بازدید لحظه ای و آسان فقط با داشتن یک سایت یا وبلاگ کسب درآمد کنید popupad.ir

ویدا

پروچیستا امروز اول مهر همه کلاس اولی ها امروز اولین روز مدرسشونه وااای اون روزی که تو رو تو لباس مدرسه ببینم نمی دونم چه حالی بهم دست می ده ... دلم می خواد زود زود بزرگ بشی بری مدرسه بعد از مدرسه من بیام در مدرسه دنبالت با هم بریم پارک زود بزرگ شود دیگه .....

آسمون

سلام پروچیستای عزیز خیلی وقته که مامان الهامت اینجا رو بروز نکرده حتما خیلی وروجک شدی و وقتش رو پر کردی دختر بلا

در کمین اندوه هستم بانو مرا دریاب به خانه ببر گلی را فراموش کرده ام که بر چهره ام می تابید زخم های من دهان گشوده اند همه روزگار پر از اندوه بود