خیلی وقت است که اینجا ننوشته ام

توی این خیلی وقت، قدم برداشتی، دوتا دندان درآوردی، توی تخت خودت خوابیدی، روزی سه نوع غذا می خوری و...

الان اما دارم نگاهت می کنم

دستت را به میز تلوزیون گرفتی، بلند شدی، چند ثانیه به همه چیز دست زدی، و بالاخره دی وی دی را روشن کردی!

داری با هیجان بیبی انیشتن نگاه می کنی

دی وی دی محبوبت را خودت روشن کرده ای و چسبیده ای به صفحه تلوزیون

اینقدر زود داری مستقل می شوی دختر؟

هنوز هفت ماه و نیمه نشدی آخر!

من نگاهت می کنم و تو حواست به کشف خودت هست

من نگاهت می کنم و تو غرق تجربه جهانت هستی

من نگاهت می کنم و تو می بالی و بزرگ می شوی و ...

من نگاهت می کنم...