شوک زده ام پروچیستا

نمی دانم آن خط کوچک لرزان و کمرنگ را باور کنم یا نه؟

امروز من خودم نیستم

شوک زده ام پروچیستا

و دلم می خواهد همه چیز و همه کس را رها کنم

بزنم به کوه

به جاده

با خودم قدم های طولانی بزنم

می خواهم کارگاهم را برگزار کنم

می خواهم آرایشگاه بروم

می خوام پیش آزیتا بروم

می خوام به خانه بروم

میخواهم آزمایشگاه بروم

می خواهم به کسی زنگ بزنم

میخواهم از کسی فرار کنم

می خواهم بفهمم چه می خواهم

پروچیستا!

باور کنم؟

انگار درخواب،خواب کسی را میبینم