از پست قبل تا حالا کلی اتفاق افتاده دختر

با هم سفر رفتیم و کلی "اولین تجربه" ساختیم

اولین سفر

اولین دوری از بابا

اولین قطار

اولین رستوران

اولین باغ وحش

اولین پرواز

از همه ی اینها برای تو... و با تو عکس گرفته ام

و بعد که برگشتیم اولین غلت زدنت را فیلم گرفتم

حالا داری تاتی می کنی

توی روروئک می نشینی و هال را تاتی می کنی و جلوی میز تلویزیون گیر می کنی و با گریه می خوای که راهت را باز کنیم

حالا مرا بغل می کنی و می خواهی که دست هایت را بگیرم تا راه بروی

حالا خودت را برای بابا لوس می کنی و بعد سرت را بین شانه و گردن من قایم می کنی از خنده

چهار ماهه شدی و پر از شور و شیطنت

 این وبلاگ دیگر نمی تواند پابه پای تجربه های تو بزرگ شود

من و این وبلاگ تورا نگاه می کنیم

من واین وبلاگ بالیدن تورا تجربه می کنیم

من و این وبلاگ...