برای اولین بار توی زندگی ام از درد کشیدن هام خوشحالم

از دیشب درد دارم و انگار آمدن تو نزدیک تر شده

پروچیستای من!

نگران اخم ها,نفس کشیدن های سخت, و آه های گاه و بیگاه نباش

بیا دخترم

بغل گرفتن تو,به تمام این ها می ارزد

من مطمئنم!

 

 

دیشب خواب به دنیا آمدنت را دیدم

اینبار خیلی واقع گرایانه!با کلی درد.اما همان لحظه بابایی دستهایم را محکم گرفته بود و وقتی صدای گریه تو بلند شد هم را بوسیدیم

یکی از قشنگ ترین بوسه هایی بود که می شد تصور کرد

هنوز طعم آن بوسه روی لبهایم مانده