آن روز بعد از حرف زدن با تو هنوز بی قرار بودم

بعد یک دوست خوب آمد کنار بی قراری ام

برایش حرف زدم و گریه کردم

گریه در آغوش مهربانی یک دوست معجزه می کند پروچیستا

و مامان تو این شانس را دارد که به امنیت آغوش دوستانش پناه ببرد

 

بعد بابایی برایم وقت ماساژ گرفت

ماساژ در یک جای آرام,در حالی که دستهایی بدنت را در آرامش ستایش می کند

 

و بالاخره معاینه دکتر

علم آرامش بخش است

خیلی آرامش بخش

وقتی در چند دقیقه اول ضربان قلبت پیدا نشد,نفس کشیدن را فراموش کردم

بعد!

تو چرخیده ای دخترم

سرت پایین است و آماده ای که به دنیا بیایی

آماده ای که خودت باشی

چرخیده ای و یعنی دنیای من برایت کوچک شده

چرخیده ای و یعنی دنیای من...