چند وقته که برات چیزی ننوشتم.

نمی دونم پروچیستا

شاید چون هر شب برات قصه می گم و هر روز لالایی

شاید چون با هر تکون خوردنت,بهت سلام می کنم و با هم حرف می زنیم

شاید چون...

نمی دونم پروچیستا

تا چند وقت قبل فقط اینجا با هم حرف می زدیم

اما الان دائم,تمام مدت شبانه روز با هم هستیم

من حرف می زنم و تو با تکون های کوچولوت جواب می دی

اما دلم برای اینجا تنگ شده بود دخترم

اینجا مال توئه

مثل جایی که داری,در سر و رحمم...