خانم میانسال و تقریبا زیبا و تقریبا خوش هیکل "اتاق مادر و کودک" خیلی از وضع موجود نا راضی بود

برای خانم میانسال و تقریبا زیبا و تقریبا خوش هیکل "اتاق مادر و کودک" مهم نبود که واکسن یک سال و نیمه گی ات را دقیقا بعد از سالروز از دست دادن آزیتا باید بزنی

مهم نبود که روز قبل چقدر سنگین نفس کشیده ام

مهم نبود که تمام چند شب قبل را خوابهای آشفته ای پر کرده بود که داشتن تو و نداشتن آزیتا را در مقابل هم قرار می داد

مهم نبود که سی ِ دی و سی ِ تیر دو قطب مخالف تقویم...دو قطب مخالف زندگی من اند

مهم نبود که زندگی من هر روز دور این مدار می چرخد

مهم نبود که چون شب و روز تیر و دی کوتاه...

حتی برایش مهم نبود که وقتی چک لیست را پر می کرد به جواب ها گوش کند

که تو تاتی نمی کنی،بلکه مدتهاست مستقلا راه میروی

که سه کلمه نمی گویی،بلکه جمله های کامل و بلند می گویی

که حتی به جملات انگلیسی من جواب درست انگلیسی می دهی

که وقتی از تو می پرسند:اسمت چیه؟با چشم های شیطان و باهوشت نگاه می کنی و اسم سختت را نه خلاصه و مخفف،بلکه کامل و درست می گویی

برایش مهم نبود که بازیهای پیچیده را به راحتی انجام می دهی

که چقدر با هم خوشبختیم

که روزهای سخت مریضی ات را چه خوب گذراندی

که داروهای لعنتی را با چه لبخند بزرگوارانه ای خورده ای تا بهتر شوی

 

برای خانم میانسال و تقریبا زیبا و تقریبا خوش هیکل "اتاق مادر و کودک" تنها چیزی که مهم بود وزن تو بود

و مامان در این امر بسیار مهم!!! نا لایق از کار درآمد

تو یک کیلو کمتر از انتظار وزن گرفته بودی

و فقط مهم این بود

پروچیستای زیبای باهوش من!

لطفا این ماه بیشتر غذا بخور

کمتر کرفس و بقیه خوراکی های سالم بخور

بیشتر کره بخور

کمتر بدو

بیشتر بنشین

کمتر جهان را کشف کن

بگذار خانم میانسال و تقریبا زیبا و تقریبا خوش هیکل "اتاق مادر و کودک"  از نمودار مهم ما راضی باشد